omtogel https://buktijpomtogel.com/ https://linkdaftarslotonline.com/ https://restaurantotoslot.com/ https://togelslott.org/ https://omtogelfeb.com/ https://blackmarketla.com/
جواب درس پانزدهم فارسی پنجم ابتدایی (کاجستان) - کمک درسی

جواب درس پانزدهم فارسی پنجم ابتدایی (کاجستان)

0
2/5 - (29 امتیاز)

جواب درس پانزدهم فارسی پنجم (کاجستان)

گام به گام فارسی پنجم درس 15

نام درس : کاجستان | موضوع : گام به گام | پنجم ابتدایی

گام به گام فارسی پنجم درس 15

گام به گام فارسی پنجم   / درس پانزدهم :: کاجستان / جواب درست و نادرست صفحه ۱۱۳ درک مطلب صفحه ۱۱۳ درک و دریافت صفحه ۱۱۹ پرسش حکایت صفحه ۱۲۰ درس ۱۵ فارسی پنجم

درست نادرست

درست و نادرست صفحه 113 فارسی پنجم

1 – باد وقتی دید که ریشه‌های کاج از خاک بیرون هستند، آرام شد.
پاسخ : نادرست❌

2 – دو کاج، سال‌های سال با هم دوست بودند.
پاسخ : درست✅

3 – در یک روز پاییزی، باد شدیدی وزید.
پاسخ : درست✅

درک مطلب

درک مطلب صفحه 113 فارسی پنجم

1 – علت آرام شدن باد، چه بود؟
پاسخ : به خاطر مهربانی درخت کاج نسبت به دوست خود.

2 – دِه، چگونه به کاجستان تبدیل شد؟
پاسخ : میوه‌های دو کاج به زمین ریخت و دانه‌های آن‌ها با کمک ابر و باران رشد کردند و درختان کاج زیادی به وجود آمد.

3 – کاج همسایه در پاسخ به درخواست کمک دوستش چه گفت؟
پاسخ : دوستی را از یاد نمی‌برم. شاید این اتفاق روزی برای من هم بیفتد.

درک و دریافت صفحه 119 فارسی پنجم

1 – کدام مَثَل با محتوای داستان هم خوانی دارد؟
– هر کسی را بهرِ کاری ساختند.
– هر که بامش بیش، برفش بیشتر.
– نابُرده رنج، گنج میسر نمی‌شود.
– درخت تو گر بار دانش بگیرد … به زیر آوری، چرخ نیلوفری را
– پیری و معرکه‌گیری.

2 – به نظر شما ثروت پدربزرگ چه بود؟
پاسخ : زندگی

3 – منظور حصار از اینکه گفت: «راز زندگی فقط یک چیز نیست» چه بود؟
پاسخ : حصار می‌خواست ارزش و اهمیت همدلی و همدوستی را بیان کند و این که همه چیز در کنار هم معنا پیدا می‌کند.

4 – شخصیت‌های داستان را بر اساس شکل زیر بیان کنید:

شخصیت اصلی : نوه، پیرمرد
شخصیت‌های فرعی : خودرو، درخت، کشاورز، ویلون، نردبان، دریا، لاک‌پشت، حصار، تخت خواب

پرسش حکایت صفحه 120 فارسی پنجم

پس از گفت‌وگو درباره مثَل‌های زیر، مشخص کنید، مفهوم حکایت با کدام ضرب المَثَل‌های زیر، تناسب دارد؟
– از هر دست بدهی از همان دست هم می‌گیری.
– هرکه بامش بیش، برفش بیشتر.
– زبان سرخ، سرِ سبز می‌دهد بر باد.
– سواره، خبر از حال پیاده ندارد.
– قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.
– خواستن، توانستن است.

مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.